محیصای مثل ماهممحیصای مثل ماهم، تا این لحظه: 13 سال و 3 روز سن داره

همه زندگی من و باباش

داستانهای این دخمل لجباز (هفته 29)

1392/6/2 23:14
نویسنده : مامان فسقلی
231 بازدید
اشتراک گذاری

 

سلام عزیز دل مامان و بابا،خوبی دختر عزیزم؟؟

 

فرشته ناز و کوچولوی مامان ،بالاخره زمان سونوی چهاربعدیت شد و من بابا با یه عالمه ذوق و شوق رفتیم مرکز سونوگرافی،بگذریم که چقدر معطل شدیم و چقدر مامان خسته شد تا بالاخره نوبتمون شد ،شما هم که قربونت بره مامان الهی ،قبل از اینکه بریم توی اتاق سونو ،کلی برای مامان قر دادی و رفتی اینور و اونور ،ولی تا مامان دراز کشید روی تخت ،دیگه اصلا تکون نحوردی ،خانم دکتر با دقت کامل همه اجزای بدنتو دید و خدارو هزار مرتبه شکر ،سالم بودی و رشدت هم عالی بود ،ولی تا نوبت رسید به دیدن روی ماهت ،دستاتو گذاشتی جلوی صورتتو و اصلا تکونش هم ندادیgirl_hide.gif ،آخه چرا مامانی ؟؟دلت اگه برای من نسوخت،برای بابا علیرضا هم نسوخت که تا ساعت ٤ هنوز ناهار نخورده بود؟؟خلاصه که خانم دکتر پیشنهاد کرد که یه دوری بزنیم و یه بستنی بخوریم تا شما با ما آشتی کنی ،بععععله ،بعدش دوباره رفتیم و اینبار دخترم شروع کرد به شیرین کاری ،میدونی داشتی چه کار میکردی ؟؟شست پای خوشگلتو کرده بودی توی دهنت و حالا نخور و کی بخور!!!ول کن هم نبودی ،الهی قربونت برم که خانم دکتر هم دلش برات ضعف رفته بود مامانی،بعدش با صد تا ترفند خانم دکتر پاتو از دهنت آوردی بیرون شروع کردی به خمیازه کشیدن و اون زبون کوچولوتو آورده بودی بیرونو و به مامان زبون درازی میکردی ،از بس با خانم دکتر از دست کارات خندیدیم ،منشی دکتر عصبانی شده بود ،خلاصه که حسابی برامون فیلم بازی کردی ،این کارت یادم میمونه تا وقتی که به دنیا اومدی یه گاز محکم از اون دست و پای تپلت بگیرم نفسمkiss.gif

حالا عکسای نازتو برات میذارم ،تمام مدتی که خانم دکتر داشت سونو میکرد ،خدارو شکر میکردم و قربون صدقه اون دست و پای تپلیت میرفتم

 

اینجا دخملی قهر کرده و دستشو گذاشته روی صورت خوشگلش

 

 

 اینجا شاه کار کردی و پاهای توپولتو کردی توی دهنت (ای شکمو)

 

 

 

قربون اون نیم رخ خوشگله گردت برم من

 

 

 

 

 

از کارات خجالت کشیدی و سرتو انداختی پائین عسلم

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)